علي بن حسين انصارى شيرازى
434
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
قصبهء آن بود و اگر لاجورد اضافت آن كنند سودا را نافع بود مضر بود بمعده و مرارى و مصلح آن فواكه مر بود نبات الرعد كماة است و گفته شد نجب پوست سليخه بود و نجب اسم هر قشرى بود و مخصوص به سليخه نجم و نجبل و نجير هر سه اسم ثيل بود و گفته شد در باب ثا نحاس بپارسى مس گويند و آن انواع است يك نوع سرخ بود كه بزردى زند و معدن آن قبرس بود و آن فاضلترين انواع سرخ بود روشن و يك نوع بسياهى مايل بود و به صنعت زرد كنند و يك نوع طاليقون است و گفته شد و مس را چون سوزانند روسختج بود و وى حريف بود و در وى قبضى بود و چون بشويند نافع بود و نيكوترين آن شبهى رقيق سرخ بود از هر طرف و طبيعت آن گرم و خشك است در سيم و در وى حدت و قبض بود و شرب كردن در ظرفهاى مسين مسهل بود و بايد كه حذر كنند از آنكه چيزها در وى رها كنند از شورى و تلخى و ترشى و شيرينى و چربى و گوشت و اولى آن بود كه چون چيزى در وى پزند چون گرم بود از وى بيرون كنند و رها نكنند كه در وى سرد شود كه مضر بود و زنجار وى سيم است و گفته شد در زا نحاس محترق روسختج است و گفته شد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نحاس بضم نون لغت عربيست و به فارسى مسن و بهندى تانبه نامند بيرونى در صيدنه مىنويسد : نحاس بلغت سريانى نحاسا گويند و برومى خلقوس و مس گداخته را بلغت تازى قطر گويند و نويسد روى سختج معرب است از روى سوخته لاتين CUPRUM فرانسه CUIVRE انگليسى COPPER نحام مرغى آبى بود و ابن ماسويه گويد گوشت وى اكرم لحوم طير بود و افضل آن و گويند جرب آورد و قوت چشم دهد و منى بيفزايد و مصلح بدن بود و صاحب منهاج گويد صحيح آنست كه ديرهضم شود و از بهر اينست كه با ابازير مستعمل كنند و از پى آن مثلث خورند با بعضى جوارشات صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نحام به ضم نون را بتركى و فارسى انقود نامند صاحب تحفه مىنويسد : نحام نوعى از طيور آبيست از غاز كوچكتر و از اردك بزرگتر و ابلق از سفيدى و سياهى و سرخ مايل بزردى است و بسيار فربه مىباشد نخاع پشت مازه گويند و طبيعت آن سرد و خشك است نخاله سبوس گويند و سبوس گندم طبيعت آن گرم و خشك است در اول و در وى جلا و تليين بود و تنقيه بسيار سينه نرم كند